چهارشنبه یازدهم دی 1387 7:14 PM
من و تو هر دو درگیر یه حسیم
همین حس عزیزه با تو بودن
همین شوق تماشا کردن تو
همین دل ضربه های هر شب من
تو شکل ماه میمونی و مهتاب
که مشق شب تماشای تو میشه
به من که بی هوا نزدیک میشی
هوا شکل نفس های تو میشه
من اون گم کردتم که لحظه لحظه
تمام راه پشت رد پاشی
کسی از ما به هم نزدیک تر نیست
مگه می تونی از من دور باشی؟
دارم تو آیینه ها شکل تو میشم
شبیه تو که نزدیکی به دریا
تماشا کردنت دیوونگی نیست
تو رو حس می کنم هر لحظه اینجا
همین جایی که من دلشوره دارم
تو مثل حس نزدیک بهاری
دارم سر میدم از تو هر دقیقه
تو هم حس می کنم این حال و داری
همین حس عزیزه با تو بودن
همین شوق تماشا کردن تو
همین دل ضربه های هر شب من
تو شکل ماه میمونی و مهتاب
که مشق شب تماشای تو میشه
به من که بی هوا نزدیک میشی
هوا شکل نفس های تو میشه
من اون گم کردتم که لحظه لحظه
تمام راه پشت رد پاشی
کسی از ما به هم نزدیک تر نیست
مگه می تونی از من دور باشی؟
دارم تو آیینه ها شکل تو میشم
شبیه تو که نزدیکی به دریا
تماشا کردنت دیوونگی نیست
تو رو حس می کنم هر لحظه اینجا
همین جایی که من دلشوره دارم
تو مثل حس نزدیک بهاری
دارم سر میدم از تو هر دقیقه
تو هم حس می کنم این حال و داری

