...چشمام از کمبود خواب دارن میسوزن
دلمم از دردایی که توشه و کسی و نداره بهش بگه پره
دلم میخواد گریه کنم .دلم میخواد زار بزنم و به این دنیایه لعنتی فحش بدم
ولی حیف ...حیف که بازم مثل همیشه جلو ی خودم و میگیرم...بازم صدای مامانم مثل یه زنگ توی
گوشمه و میگه حرف بد نزن
چند روز دیگه تولدمه...یک سال دیگه به سنم اضافه شد
ولی امسال بر عکس هر سال به خاطر این روز خوشحال نیستم ..خیلیم ناراحتم
نمیدونم چرا.نمیدونم برای چی؟فقط این و میدونم که اصلا خوشحال نیستم
همیشه وقتی که شمعا ی تولدو میخواستم فوت کنم چندتا آرزو میکردم
همیشه موقع تولدم شمعا ی کیک و از ته دلم فوت میکردم ولی امسال نه ارزویی دارم نه نفسی که
بخواد ۱۷ تا شمع کوچیک و فوت کنه
همیشه تولدم که داشت نزدیک میشد از خوشحالی نمیدونستم باید چکار کنم..ولی امسال نه...
میدونی چیه دلم پر از غمه دلم پر از درده
همیشه سعی میکردم بهترین باشم..سعی میکرم خوبترین باشم..سعی میکردم کسی از دستم
ناراحت نشه.
همیشه سعی میکردم پاک ترین باشم..سعی میکردم از گناه دور باشم...موفقم شدم
چون واقعا" پاک بودم..هم از نظر اخلاق هم رفتار هم عمل
باباییم همیشه یه حرف درست میزد .میگفت مهم هدفته تو کارات منم هیچ وقت تو انجام کارام هدف بدی نداشتم
همیشه هدفام پاک بودن..
دوست دارم کسی و داشته باشم که تمام حرفام و بهش بگم تمام دردام و بهش بگم
دوست دارم کسی و داشته باشم که واقعا" دوستم داشته باشه..فقط فقط من و به خاطره چیزی که هستم بخواد..فقط به خاطره خودم بخواد
دوست دارم کسی باشه که درکم کنه..کسی باشه .....
حیف که دیگه همچین آدمایی کمن یا اصلا"نیستن
من دخترم..دختری پاک با دلی دلتنگ با کلی غم که هیچ کس ازشون خبری نداره
دلم میخواد یه چیزی باشه که آرومم کنه
نه....
نه...
اشتباه فکر نکن..
این دفعه نه سیگار میخوام..نه مسکن..نه مشروب...نه میخوام که بمیرم
این دفعه فقط یک ذره ایمان میخوام
فقط ایمان میخوام..
ایمان به چیزایی که دارم و قدرشون و نمیدونم
ایمان به پاک بودن
ایمان به دوست داشتن
ایمان به اینکه گناهی ندارم
ایمان به این که بفهمم تو این دنیام کسی هست که معنی دوست داشتن و بفهمه
ایمان به این که منم کسایی رو دارم که دوسم دارن...کسایی رو دارم که دوسشون دارم
این دفعه فقط یک ذره ایمان میخوام *شهرزاد*

