نقطه
شنبه پنجم اردیبهشت 1388 8:35 AM
از اون بالاي بالا كه به پايين نگاه كني
فقط ميليون ها نقطه مي بيني
نقطه هاي سفيد
نقطه هاي سياه
نقطه هاي رنگي
نقطه هايي كه هركدومشون يه دنيا با اون يكي فرق داره
نقطه هايي كه اتفاقي سياه يا سفيد يا رنگي به وجود اومدن و همون جوري موندن
كمتر نقطه اي جرئت كرده اوني كه قرار بوده باشه رو تغيير بده
اين تو دنياي نقطه ها يه گناه بزرگه
من و تو
مي تونستيم رنگي نباشيم
مي تونستيم سفيد مطلق باشيم
يا شايدم سياه
هيچ اشكالي هم پيش نمي يومد، چون اين يه قانونه
يه سري قراره كه سفيد باشن ، يه سري سياه فرقي هم نمي كنه كي كدوم باشه
.فقط مهم اينه كه قانون اجرا بشه
از اون بالاي بالا، مي بيني كه فقط يه نقطه اي
يه نقطه ي گم ميون ميليون ها نقطه ي سردرگم
يه نقطه اي كه مي تونست نباشه
يا ايني كه هست نباشه
اما حالا كه قراره باشي هر كاري هم كني آخرش به اين مي رسي كه قرار بوده همون كارو بكني
چون اين يه قانونه
مهم اينه كه قانون اجرا بشه

